!برای پسرم علی

! خاطرات علی را اینجا می نویسم.. تا یادم باشد...تا یادش باشد


 

امروز 22 ماهه شدی گلم قلب

درست 671 روز از تولد تو می گذره...

2 سال پیش در چنین روزهایی من چه حالی داشتم ؟ روزشماری می کردم برای اومدن تواز خود راضی می رفتم کلوب مامانهای بهمن 86 می دیدم نی نی ها یکی یکی به دنیا میان خاطراتشون رو میخوندم و احساساتی میشدم نگرانو  باز هم لحظه شماریسوال

همیشه نوزاد دوست داشتم... دوست داشتم بغلش کنم نازش کنم عاشق بوی نوزادم ... ولی نی نی مال بقیه بود نمی شد زیاد بغلش کرد شاید هم دوست نداشتن من نی نی شون رو زیاد بغل کنم ناز کنم ...

ولی حالا منتظر نی نی خودم بودم  ، تو وجود خودم رشد کرده ، از خون خودم تغذیه کرده ، انگار یک تکه از بدن منه... پس مال منه دیگه می تونستم حسابی بغلت کنم چقدر ذوق می کردم .... به لباس های کوچولویی که مامان پروین میخرید برات فکر می کردم قند تو دلم آب میشد....

وای چه روزهایی شیرینی بود علی........

 

 





نویسنده : مامان پریسا ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸



دیگه نمی دونم چه جوری خاطرات نوزادی و نوپایی تورو ثبت کنم که یادم نره... خیلی دوست دارم همش یادم بمونه ... این روزها بهترین روزهای زندگی من هستند در کنار تو کوچولوی دوست داشتنی .... وقتی حرف میزنی یا کارهای جالبی می کنی همش می گم یعنی من تورو به دنیا آوردم ؟ چه جوری تو شکمم جا شدی؟ نیشخندچه جوری رشد کردی و این قدی شدی؟ یعنی تو همون نوزاد نیم وجبی هستی؟سوال

پیشی کوچولوی مامان، شبها وقتی می خوای بخوابی از نوزادی عادت کردی که موهات و پیشونی ات رو آروم آروم بخارونم... الان دیگه شبها موقع خواب با دستت اشاره می کنی می گی : ناخن!! بعد عروسک خرس و گاوت رو میدی دست من و بابایی که برات تئاتر اجرا کنیم تا تو خوابت ببره... این سناریوی هر شبه و حتما باید اجرا بشهچشمک

هر روز صبح هم که از خواب بلند میشی از تختت میزارمت پایین سریع میری تو اتاق دنبال بابا می گردی بعد می گی: بابا کلاه کاپشن کیف خرید عصری!! .... این نمونه ای از جمله بندی شماست : یعنی بابا با کیف و لباس و... رفته خرید عصری میاد!!خنده

الان هم کنار من روی زمین لالا کردی مثل این پیشی:





نویسنده : مامان پریسا ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸



 

یکی از بهترین تفریحات مورد علاقه علی و صد البته مامان پریسا ، اینه که با هم 2 تایی سوار ماشین بشیم بریم پاساژهای معتبر تهران نیشخند لباس و... بخریم !!!

بعدش قاقالی ( همانا ذرت مکزیکی )نیشخند بخوریم!!

من نمی دونم علی کوچولو چرا اینقدر ذرت مکزیکی دوست داره ... وقتی می برمش بیرون از چند کیلومتری ظرف مخصوص نیم دایره ایش رو تشخیص می ده و خیابون رو میذاره روی سرشکلافه که من قاقالی میخوام .... این اسم رو خودش براش انتخاب کرده...

بعد از قاقالی نوبت خوردن گذا...( همانا مرغ سوخاری & سیب زمینی سرخ کرده )نیشخند می باشد!!

 

 





نویسنده : مامان پریسا ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸



       





نویسنده : مامان پریسا ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ۱۳۸۸


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس